تبليغاتX
دلباخته تر از تو
دلباخته تر از تو

اولين بار وقتي نگاه خسته ات را ميان تنگ آبي چشمانت ديدم دلباختم،نه شايدم روزي كه


بر آشفتگی !

گفتم و شنیدم . خندیدم و گریستم برای آنچه نباید می گفتم و آنچه نباید می شنیدم . من بر آشفتم . چشمانم پژمرد و قلبم شکست برای آنچه که نهایتا نباید شروع می کردم .
گفتم آمده ام تا نشانی از خود بر جای بگذارم اما بی نشانتر از آن که بودم رفتم و زمانی خود را یافتم که گام در باتلاق تنهایی گذاشته بودم . باتلاقی به وسعت تمام زندگی خسته کننده امروزی و تنم بر آشفت از کهولت گل و لای .
گفتی آمده بودی تا زندگی را رنگی تازه ببخشی اما تمام تیرگی امروزم از آمیختن با توست که رنگی بدتر از دورنگی نیست . چشمانم بر آشفت تا دیگر سیاهی را نبیند و تو تنها روی برگرداندی و به راه خود رفتی انگار نه انگار که دستان تو تنها عصای دستان تکیده ام بود و بس .
به این همه دیوانگی خندیدم و بی توجه به آنچه در اطرافم بود چرخیدم و چرخیدم . می خواستم سبک شوم می خواستم بی خیال شوم فارغ از آنچه بر سر تنهاییهام آمده است . وقتی ثابت بر جای خود ایستادم هنوز همانجایی بودم که تو دستم را رها کرده بودی و من از به یاد آوردن آنچه بر ما و خیالات شیرینمان گذشته بود گریستم و گریستم .
من آشفته و گمگشته ام در دنیایی که نه راهنمایی به خود دیده است و نه یار و همدم بی ریایی . حالا به کدامین سو بروم . حالا روی به کدامین قبله کنم و سر بر کدامین بالین آسایش بیاسایم .

دوشنبه دهم تیر 1387 |



دلتنگم و دلخسته ... از چی ؟ از امید ناامید شده ‘ از فریاد در گلو خفه شده ‘ از گریه بی صدا ‘ از توهم عاشقانه ها ‘ از .... دلتنگم برای تو که نمی شناسمت و منتظر دیدن نگاه آشنای تو ام . تویی که هم در قلبمی هم در ذهنمحضور داری اما نمی دانم در کجای دنیای حقیقی واقع شده ای و من تنها چگونه میتوانم تو رابیابم و دستم را بسوی دستهای تو دراز کنم . دوستت دارم ای آشنای غریب قلب تنهایم. ( نکته : این وبلاگ دست نوشتها و داستانکهای منست .با نظرهایتان مرا در نوشتن داستانهای زیباتر راهنمایی کنید . متشکرم .)
mary.tetis@yahoo.com

وبلاگ طنز قره قروت
وبلاگ علمي مديريت سازمانهاي غير دولتي
وبلاگ طنز دختر ترشيده ( آني )
سايت آواي آزاد (طنز و سرگرمي و ...)
وبلاگ جالب فرياد بي صدا
داروهاي گياهي و شفابخش
ملغمه اي از عشق و دلدادگي ( بي هويت )
دنياي عاشقانه ها ( داستان ، شعر و .... )
قبرستان متروك ( دست نوشته هاو داستانهايي زيبا )
چند قدم نزديكتر به خدا
داستانهاي زيبا و شنيدني
پاييز غم و تنهايي من ( سجاد )
سلطان تاريكي (حمزه )
عشق ( جيا )
كلبه مجنون ( فرامرز آرمان )
اسير خاك ( مسعود )
هفت شهر عشق (عليرضا )
دلنوشته های یه غریبه ( عماد)
داستانهای محمد رضا
طنز نوشته های یه پیر پسر
مادر.. معشوقع... همسر ( داستانهاي آنا)
باران
راز دل (شاهين)
قالب وبلاگ


Designed By ParsTheme


جشنواره داستانهاي ايرانی